Iran Tool مطالب جالب و کاربردی

ناگفته هاي از بازيگران ايراني ***

 

ابوالفضل پورعرب
مي گويند معمولا ديرتر از موعد مقرر سر صحنه حاضر مي شود. اما يكي از منظم ترين و آن تايم ترين بازيگران سينما و تلويزيون است. سر ساعت مي آيد و سر ساعت هم مي رود. حتي روزهايي كه احساس مي كند ممكن است به خاطر ترافيك دير به لوكيشن برسد، زودتر از ديگران سر صحنه حاضر مي شد. يكي از عادت هاي پسنديده او اين است كه به محض ورود به لوكيشن اولين نفري است كه با ديگران سلام و احوالپرسي مي كند و جالب اينكه حتي اگر سي نفر هم در آنجا حضور داشته باشند با تك تك آنها دست مي دهد. معمولا با عوامل فني ميانه اش گرم تر از ديگران است چون اعتقادش بر اين است كه آنها نسبت به ديگران زحمت بيشتري مي كشند و هدفش فقط رفع خستگي آنهاست. با مردم كوچه و بازار آنچنان گرم و صميمي برخورد مي كند كه در كمتر از چند ثانيه به او علاقه مند مي شوند. از برخورد احتمالي نامناسب ساير عوامل با مردم به شدت ناراحت شده و اين مساله را به آنها گوشزد مي كند. پيشنهادهاي اصلاحي اش را در ارتباط با نقش و فيلمنامه خيلي محترمانه با دليل و برهان با كارگردان در ميان مي گذارد و اگر كارگردان پيشنهادش را رد كند بدون چون و چرا مي پذيرد. يك جمله معروف دارد و آن اينكه A«حرف اول و آخر را كارگردان مي زند، چه درست باشد و چه غلط.A»

 

اكبر عبدي
يكي از شوخ و شنگ ترين بازيگران سينماي ايران است. فقط كافي است از او بخواهيد يك جمله در توصيف شخصيتي كه قرار است بازي كند برايتان بگويد. با شنيدن پاسخي كه مي دهد همه اطرافيان حتي آنهايي كه احيانا عصبي و بدعنق هستند از خنده روده بر مي شوند. با عالم و آدم شوخي مي كند و معمولا لهجه شيرين آذري اش به كمكش مي آيد تا دلنشين تر و شيرين تر جملات را ادا كند.. البته ناگفته نماند كه گاهي هم عصباني مي شود. اما حتي زماني كه عصبي و ناراحت است هم با جملاتي كه مي گويد همه را به قهقهه مي اندازد. به برخورد متقابل به شدت اعتقاد دارد. اگر احساس كند كارگردان فيلمي كه در آن بازي مي كند به هر بهانه اي با تاخير سر فيلمبرداري حاضر مي شود و اين تاخير مكررا اتفاق مي افتد، خودش نيز به نشانه اعتراض از فرداي آن روز با چند ساعت تاخير سر صحنه حاضر مي شود. براي مردم احترام خاصي قائل است و خودش را متعلق به آنها مي داند.
 

عليرضا خمسه
برخلاف نقش هايش كه معمولا پرتحرك و با شوخي و خنده همراه است، سر صحنه فيلمبرداري معمولا جدي، باوقار و صد البته مانند نقش هايش دوست داشتني است. البته جدي نه به معناي بداخلاق و بدعنق، بلكه يك جورهايي مودب است و سعي مي كند كمتر شوخي كند. ضمن اينكه بسيار خوش صحبت است و معمولا اطرافيانش از هم صحبتي با او به خاطر دانش بالا و اطلاعات عمومي بي نظيرش لذت مي برند. حتي زمان هايي كه احتمالا شوخي هم مي كند، حرف ها و شوخي هايش مودبانه و بدون متلك و كنايه است. با مردم هم بسيار مودبانه حرف مي زند و با سرعت با آنها ارتباط برقرار مي كند. در ضمن از روانشناسي بسيار بالايي هم برخوردار است. يكي از علايق مهمش ورزش صبحگاهي است.

 

محمدرضا گلزار
اصولا بازيگري است كه به آهستگي با عوامل پشت صحنه ارتباط برقرار مي كند و رابطه اش با آنها در طول فيلمبرداري شكل مي گيرد كه هميشه مودبانه بوده و با احترام همراه است. كلمه معروف و محبوبش A«عزيزمA» است و آن را براي آنهايي به كار مي برد كه رابطه دوستي نزديكتري با او دارند. از جنجال هايي كه در ساليان اخير مطبوعات زرد برايش به پا كرده اند به شدت ناراحت و دلخور است، اما ترجيح مي دهد جواب آنها را با بي توجهي و سكوتش بدهد. چند سالي است كه يكي از سحرخيزترين بازيگران سينما لقب گرفته است و خوش قولي اش حرف ندارد. به گفته خودش كه آن را در جاهاي مختلف بيان كرده عاشق مردم است و آنها را متقابلا دوست دارد. صحت و سقم اين حرف او را مي توانيد در اكران هاي خصوصي فيلم هايش و همچنين در پشت صحنه فيلم هايي كه لوكيشن آن در اماكن عمومي است مشاهده كنيد. آنچنان برخورد دوستانه اي با مردم دارد كه باورش براي بعضي ها سخت است. امضا دادن به دوستدارانش براي او لذت بخش است، اما از عكس انداختن با آنها معمولا طفره مي رود. شايد يكي از دلايل آن تكثير متعدد عكس هايي است كه از او و ديگران با فتوشاپ كار شده و در اينترنت قرار گرفته است. گوشي موبايلش يا اكثرا خاموش است يا در دسترس نيست و تنها راه ارتباط تلفني با او اينگونه است كه… بگذريم، چون ممكن است برايش دردسرساز شود.
 

امين حيايي
بازيگر پرتحرك و پرانرژي سال هاي اخير سينماي ايران در پشت صحنه فيلم هايش نيز يك لحظه آرام و قرار ندارد. او به راحتي و در يك چشم برهم زدن با ديگران ارتباط برقرار مي كند. مردم را عاشقانه دوست دارد و پيشرفت در كارهايش را مديون حمايت هاي آنها مي داند. در مواقعي كه در كوچه و خيابان ها در حال فيلمبرداري هستند، دائما در حال خوش وبش و احوالپرسي و گفت وگو با افرادي است كه براي تماشاي هنرنمايي هاي او و گروه فيلمبرداري به آن مكان آمده اند. با هر گروهي كه در فيلم هاي مختلف مشغول به كار مي شود آنچنان ارتباط صميمانه اي برقرار مي كند كه معمولا تك تك افراد گروه شيفته اخلاقش مي شوند. يكي از منظم ترين و منضبط ترين بازيگران حال حاضر سينماي ايران است و بنا به روايات مختلف تا الان حتي نيم ساعت هم براي حضور سر صحنه فيلمبرداري به هر دليلي تاخير نداشته است. يكي از افتخاراتش اين است كه از معدود بازيگراني است كه در دهه اخير اكثر قريب به اتفاق فيلم هايش در گيشه فروخته است و در پرونده كاري اش بالاي پانزده فيلم پرفروش را به ثبت رسانده است.

 

پولاد كيميايي
چهره اش نشان مي دهد كه جوان خشك و بدعنقي است. اما واقعا اينگونه نيست. پولاد از آن دسته بازيگراني است كه وقتي از نزديك با او برخورد مي كنيد متوجه خواهيد شد چقدر نازنين، خوش برخورد و مهربان است و همچنين احساس مي كنيد كه دوستي با او يك غنيمت است. اطلاعات عمومي و مخصوصا سينمايي اش محشر و مثال زدني است و فيلم هاي روز دنيا و متعاقبا فيلمسازان مطرح را كاملا مي شناسد. شايد دليل اصلي اين دانش او به تسلطش بر زبان هاي انگليسي و آلماني برمي گردد. برخوردش با عوامل پشت صحنه فيلم ها و خصوصا بازيگران مقابلش آنچنان دوستانه است كه فكر مي كنيد ساليان سال است با هم در يك خانواده زندگي كرده اند. البته ناگفته نماند كه معمولا ارتباط و صميميتش با جوانترها بيشتر است. دوست دارد بازي در فيلم هاي ساير كارگردان ها را نيز تجربه كند و شايد اين مساله يكي از مهمترين دلايل حضورش در فيلم صحنه جرم، ورود ممنوع ساخته ابراهيم شيباني و همچنين سريال سفر به تاريكي ساخته فريدون جيراني باشد. يك انديشه بزرگ در سر دارد و آن اينكه در تلاش است تا با اندوخته هايش كه بخشي از آن را از بازي در فيلم ها كسب كرده است و بخش بيشتري از آن را از پدرش آموخته فيلمسازي را تجربه كند و در صورت موفقيت آن را ادامه دهد. افتخار مي كند كه فرزند مسعود كيميايي است.
 

انديشه فولادوند
وقتي با او هم كلام مي شويد احساس مي كنيد كه با يك شاعره نه چندان جوان و باتجربه چندين و چند ساله روبه رو شده ايد. ديالوگ هايش سرشار از اطلاعات عمومي است كه با سن و سال او جور درنمي آيد. مودبانه ترين جملات را براي گفت وگو با ديگران برمي گزيند و معمولا حرف هايش سرشار از دوستي و محبت است. تمام فيلم هايي را كه در آنها بازي كرده است، فيلم هاي خوبي مي داند. اما از بازي خود در هيچ فيلمي راضي نيست و متقاعد كردن او در اين مورد به خصوص كار بسيار دشواري است. معمولا افراد گروهي را كه با آنها كار مي كند از اعضاي خانواده خود مي داند و افرادي را كه صميميت بيشتري با آنها برقرار مي كند با عناوين دايي، خاله و… كه فقط مخصوص خودش است صدا مي زند. يكي از دلايل كم كاري اش در سينما شايد به اين برمي گردد كه تلفن همراهش اكثرا در دسترس نيست يا خاموش است و خيلي سخت مي شود او را يافت.. هنوز در بين مردم آنچنان شناخته شده نيست، اما همان تعداد كساني كه او را از نزديك مي شناسند با هوش و ذكاوتش و همچنين ادبيات خاص او و برخوردهاي محبت آميزش آشنايي كامل دارند. او عاشق سفر است و شايد الان هم در سفر باشد.
 

دانيال حكيمي
با مطبوعات ميانه خوبي ندارد و آن هم به اين دليل كه سال 77 يكي از ماهنامه هاي تخصصي سينما كه اكنون چند سالي است منتشر نمي شود، در ويژه نامه بازيگري اش به اشتباه تلفن منزل او را به جاي تاريخ تولدش چاپ كرد و اين اشتباه فاحش باعث شد تا مشكلات باورنكردني و عجيب و غريبي در زندگي خصوصي اش براي او رقم بخورد و اين خود دليل قانع كننده اي است. چرا كه قطعا اثرات وحشت از آن اتفاق هنوز در ذهن او باقي مانده است. حكيمي البته رفتارش با اهالي مطبوعات بسيار معقول و دوستانه است و خيلي محترمانه تقاضاي آنها را براي انجام گفت وگو رد مي كند. او معمولا با افراد شاغل در گروه هاي فيلمسازي نيز ارتباط تنگاتنگ و دوستانه اي برقرار مي كند و تقريبا با اكثر افراد حتي پس از پايان كار هم در ارتباط است. مردم هم در بيرون از محيط سينما او را دوست دارند و او نيز سعي مي كند در حد معقول ارتباط دوستانه و صميمانه اي هنگام روبه رو شدن با آنها برقرار كند. او نيز يكي از افرادي است كه وقت شناسي برايش از اهميت خاصي برخوردار است. به طوري كه اگر احساس كند شايد ديرتر از زمان مقرر سر قرار كاري اش حاضر مي شود نگران شده و با تماس تلفني قبل از حضورش از طرف يا طرف هاي مقابل عذرخواهي مي كند. كه البته اين نگراني او اكثرا بيهوده بوده است و برخلاف اينكه احساس مي كرده حضورش با تاخير همراه خواهد بود، سر ساعت در محل قرار حاضر شده است و اين تنها از احساس مسووليتش نسبت به ديگران سرچشمه مي گيرد.

 

funpatogh . com

 

iconبرای دانلود کلیک کنید

icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 15 ژانویه 2012
  • بدون نظر
  • گفت و گو با بهاره رهنما درباره نقش مهشید در سریال مامور بدرقه

    سال‌هاست در عرصه بازیگری مشغول به فعالیت است. اگرچه قصه‌نویسی را خیلی پیشتر شروع کرده است، اما به گفته خودش در بازیگری زودتر جواب گرفته است. بهاره رهنما بازیگری را از سینما آغاز کرده؛ اما در این سال‌ها حضورش در تلویزیون پررنگ‌تر شده است. اگرچه در بیشتر کارهای تلویزیونی‌اش، نقش دخترهای گیج و لوس را داشته است. رهنما ۲ سال پیش در ماه رمضان سریال زیرزمین را روی آنتن شبکه ۳ داشت که گویا این مجموعه نقطه عطفی برای او محسوب می‌شود. با رهنما به بهانه بازی در نقش مهشید در مامور بدرقه گفتگو کردیم.
    ● بهاره رهنما از آن بازیگرانی است که زمانی خیلی پر کار می‌شود و زمانی اصلا خبری از او نیست. این به هم‌ریختگی نشات گرفته از چیست؟
    ▪ هیچ وقت این‌‌گونه نبوده که اصلا نباشم. چون سعی کرده‌ام حداقل سالی یک کار را داشته باشم. منهای یک فاصله ۴ ساله که بین اولین کارم، فیلم «افعی» با فیلم «عاشقانه» افتاد. وگرنه همیشه حضور دارم؛ چه در سینما و چه در تلویزیون. البته شاید این به هم‌ریختگی از شرایط زندگی‌ام در سال‌های اخیر نشات گرفته است چون در ۲ دانشگاه مشغول به تحصیل بودم و از طرفی وظیفه بزرگ کردن بچه‌ام را هم داشتم. همه اینها باعث می‌شد این بی‌نظمی در جریان حرفه‌ام به وجود آید.
    ● پیش از شروع مصاحبه گفتید زمانی از بازی در تلویزیون می‌ترسیدید، چرا؟
    ▪ از زیاد دیده شدن و مورد قضاوت قرار گرفتن وحشت داشتم. چون تو در تلویزیون با میلیون‌ها سلیقه متفاوت روبه‌رو هستی و خیلی سخت می‌توانی مخاطب را بشناسی، اما به مرور زمان و با کسب تجربه‌های مختلف این ترس در من از بین رفت.
    ● ولی من فکر می‌کنم در سینما بیشتر از تلویزیون حضور داشتید و اصلا تلویزیون دغدغه شما نبوده است؟
    ▪ شاید چون فکر می‌کردم سینما حرفه‌ای‌تر از تلویزیون است. ضمن این که وقتی بازیگر به تلویزیون کوچ می‌کند، پیشنهادهای کمتری برای بازی در سینما خواهد داشت. که این خود یک ترس برای بازیگر محسوب می‌شود.
    ● ولی حداقل این ترس شامل حال شما نبوده. چون ظرف یک‌سال گذشته در ۳ کار سینمایی حضور داشتید؟
    ▪ بله. سعی کردم تعادلی بین این دو عرصه به وجود آورم و از طرفی هم شانس با من یار بوده است. البته ناگفته نماند همه این مسائل را مدیون بازی در سریال زیرزمین هستم.
    ● چرا زیرزمین؟
    ▪ چون زیرزمین نقطه عطفی در کارهای من بود. در واقع در این کار جنبه‌های دیگری از بازی من دیده شد، که تا به حال دیده نشده بود و برایم یک برگ برنده بود. حتی می‌‌توانم این ادعا را داشته باشم که زیرزمین راه‌های تازه‌ای برای بازیگری به من نشان داد که مهم‌ترین آن رسیدن به یک جنس متفاوت در بازی‌هایم بود.
    ● این جنس و شیوه متفاوت چه بود؟
    ▪ این که راحت‌تر بتوانم با مخاطبم ارتباط برقرار کنم.
    ● چرا بیشتر به سمت کارهای طنز تلویزیون گرایش داشته‌‌اید؟
    ▪ چون سریال‌های طنز در مقایسه با کارهای دیگر موفق‌تر بوده‌اند.
    ● اما در بیشتر این سریال‌ها نقش دخترهای لوس و حتی گیج را داشته‌اید؟
    ▪ شاید. اما به نظرم گاهی سر به هوا بودن با کم‌هوشی اشتباه گرفته می‌شود و ممکن است این گیجی، در بعضی جاها سادگی به نظر بیاید.
    ● به‌هر حال لحظه‌های مختلفی در زندگی همه ما وجود دارد. ممکن است یک آدم باهوش، در مواقعی به یک آدم کم‌هوش تبدیل شود.
    ▪ به هر حال من این خاکستری بودن را می‌پسندم.
    ● خب این مساله خیلی هم به نفع شما نیست. چون هم به عنوان یک دختر لوس و کم‌هوش بین مخاطبان تلویزیون شناخته می‌شوید و هم سخت‌تر در نقش‌‌های جدی پذیرفته می‌شوید؟
    ▪ حرف شما را قبول دارم البته این اتفاق زمانی می‌افتد که من در این‌گونه نقش‌ها به تکرار برسم. ضمن این‌که تلاش می‌کنم نقش‌‌های نزدیک به هم را متفاوت بازی کنم. در واقع نقش‌ها را برای خودم تحلیل می‌کنم و آنها را می‌شکافم.
    ● پس می‌شود گفت بازی در این نقش‌ها خیلی هم برایتان دلچسب و با قضاوت مخاطبان تلویزیون کنار آمده‌اید؟
    ▪ بله. البته این را هم باید بگویم که متاسفانه نویسندگان ما نقش‌ها را براساس سلیقه مخاطب می‌نویسند و کارگردان‌ها هم کمتر اهل ریسک کردن هستند. و تا بازیگری در نقشی جواب می‌دهد، دیگر پیشنهادهای او براساس همان نقش موفق خواهد بود.
    ● خب فکر می‌کنید چرا این مساله در نگاه نویسندگان و کارگردان‌های ما وجود دارد؟
    ▪ چون آنها کمتر روان‌شناسی می‌دانند و جسارت پذیرش ریسک را ندارند.
    ● خودتان چقدر ریسک‌پذیری دارید؟
    ▪ خیلی زیاد. اصولا من آدم غیر قابل پیش‌بینی‌ای هستم البته گاهی اوقات هم محتاط می‌شوم.
    ● در انتخاب کدام نقش‌تان ریسک کردید؟ در واقع چشم‌هایتان را بستید و گفتید باداباد؟
    ▪ در مجموعه مرد هزار چهره این اتفاق افتاد چون هم نقش نقش فانتزی بود و هم بازی مشکلی را می‌طلبید و اگر نقش بد از آب در می‌آمد، کار زمین می‌خورد؛ اما چون کار با آقای مدیری را دوست داشتم، این ریسک را کردم.
    ● برویم سراغ مامور بدرقه و نقش مهشید. از این کار بگویید.
    ▪ از طرف جواد رضویان به این گروه معرفی شدم در ابتدا هر دو نقش را یعنی هم افسانه و هم مهشید را به من پیشنهاد کردند که در نهایت خودم مهشید را قبول کردم.
    ● چرا؟ بازی در نقش افسانه می‌توانست شما را از کلیشه‌ شدن نجات دهد؟
    ▪ قبول دارم که اگر افسانه را بازی می‌کردم، بیشتر و بهتر پذیرفته می‌شدم. اما چون دوست داشتم با سیروس گرجستانی بازی کنم، این نقش را پذیرفتم نمی‌‌خواستم این فرصت را از دست بدهم.
    ● مگر سیروس گرجستانی چه ویژگی خاصی دارد؟
    ▪ ایشان بسیار بازیگر همراه و نفس به نفسی هستند و انرژی خوبی را به بازیگر مقابلشان می‌بخشند.
    ● قصه مامور بدرقه را چقدر دوست داشتید؟
    ▪ قصه جذاب و شیرینی دارد و حتی می‌‌توانم بگویم ۶۰ درصد موفقیت این سریال را مدیون قصه خوبش هستیم. ضمن این که طنز شریف و نجیبی هم دارد.
    ● منظورتان از طنز شریف چیست؟
    ▪ این که به هر قیمتی مخاطب را به خنده وادار نمی‌‌کند و در واقع او را سرکار نمی‌گذارد.
    ● فکر می‌کنید قصه به لحاظ شخصیت‌پردازی چقدر موفق بوده است؟
    ▪ من قبلا امیرعباس پیام (نویسنده)‌ را دراین حد نمی‌شناختم و وقتی هم کار را خواندم، از آن خوشم آمد و رگه‌هایی از طنز در آن دیدم ولی هر چه کار جلوتر می‌رفت، با حساسیت‌‌های ایشان بیشتر آشنا شدم و دیدم چطور با ظرافت و دقیق روی هر کدام از شخصیت‌های قصه کار می‌کند. از طرفی، چون محسن طنابنده خودش نویسنده است و آقای عفیفه (تهیه‌کننده)‌ هم با این کار آشنایی دارند، روی همه شخصیت‌ها تحلیل می‌شد. به هر حال این همفکری حسن بزرگی است که در این کار وجود دارد و فکر می‌کنم همین موضوع باعث بهتر شدن کار شود و به بهتر دیده شدن آن کمک کند.
    ● آیا توانستید آن طور که می‌خواستید مهشید را به تصویر بکشید؟
    ▪ مهشید در این کار یک دختر شیرین و مثبت است و بشدت هم به پدرش وابسته است. در ابتدا سعی کردیم خصوصیاتی را برای مهشید بگذاریم که متاسفانه کمتر در دخترهای امروزی دیده می‌شود. البته در کنار اینها،‌ خصوصیات منفی‌ای هم برای او در نظر گرفتیم. مثل این که عاشق رفتن به خارج یا بسیار دختر عجولی است اما با این همه خصوصیت بارز او سادگی‌اش است. حتی از جایی که عاشق می‌شود، به دلیل سادگی‌ای که دارد،‌ عشقش را یک جور خاص بیان می‌کند که جالب است.
    ● راستی فکر نمی‌کنید تفاوت سنی مهشید با مادرش بسیار کم و غیرقابل باور است؟
    ▪ خیر. چون در شرایط معمولی هم این تفاوت سنی وجود دارد البته در طول داستان به این مساله اشاره می‌شود که مادر خانواده زود ازدواج کرده است. اما به هر حال فکر می‌‌کنم در همین چند قسمت این مساله برای مخاطب جا افتاده است و می‌توانم بگویم خانم مهین‌ ترابی یکی از متفاوت‌ترین مادرهایی بودند که تا به حال تجربه کرده‌ام بده و بستان خوبی با هم در طول کار داشتیم.
    ● کار با سعید سلطانی چطور تجربه‌ای بود؟ آن هم به عنوان تجربه اول.
    ▪ کار با ایشان را دوست داشتم. سلطانی کارگردانی است که اندازه طنز را خوب می‌شناسد و بشدت آدم امین و محترمی است امنیت روانی برای بازیگر بسیار مهم است و روی کار او تاثیر زیادی دارد که خوشبختانه سعید سلطانی بسیار خوب این مساله را درک می‌کند و از این جهت کار با ایشان برایم جالب بود.
    ‌● و یک سوال کلیشه‌ای. بازی در سریال‌های مناسبتی ویژگی خاصی دارد یا خیر؟
    ▪ برای من که بسیار خاص است. باور کنید حتی پولی هم که بابت بازی در سریال‌های ماه رمضان می‌گیرم، برکت خاصی دارد. در ایام ماه رمضان، فضای معنوی بیشتر حس می‌شود و همین که تو می‌توانی هر شب سر سفره افطار مردم باشی، خیلی قشنگ و دوست‌داشتنی است. امیدوارم دعای خیر مردم بدرقه راهمان باشد و این توفیق را پیدا کنیم که هر سال سر سفره‌های افطارشان باشیم. به هر حال بازی در سریال‌های مناسبتی آن هم در ماه رمضان، انرژی خاصی را به من می‌دهد و حس لطیف‌تری دارم.
    ● بین سریال‌هایی که در حال پخش است کدام یک را دیدید و دوست داشتید؟
    ▪ کار رضا عطاران را می‌بینم و آن را دوست دارم. به نظرم طنز جدید و بامزه‌ای دارد.
    ● می‌دانم که قصه هم می‌نویسید. قصد نوشتن فیلمنامه را ندارید؟
    ▪ نوشتن قصه را ترجیح می‌دهم. البته بتازگی فیلمنامه‌ای نوشتم که در مرحله ساخت قرار دارد، اما نوشتن قصه هم برایم جذاب‌تر است و هم یک کار دلی است و از روی علاقه آن را انجام می‌دهم.
    ● همسر پیمان قاسم‌خانی بودن، تاثیری هم روی نوشته‌هایتان دارد؟
    ▪ قطعا بی‌تاثیر نیست، اما من خودم از سال ۷۰ به این طرف داستان‌های مختلفی را نوشته‌ام وبرای چیزی که نوشته می‌شود، بیشتر از چیزی که به تصویر کشیده می‌شود ارزش قائل هستم.
    ● همه کارهای بعدی تان چیست؟
    ▪ قصد دارم ۶ ماه بعدی سال را کمی آرام‌تر سپری کنم. دلم برای بازی در تئاتر تنگ شده است و به احتمال زیاد از مهر ماه نمایشخوانی را شروع خواهم کرد و این که می‌خواهم به زودی رمانی را که مدت‌هاست دارم به آن فکر می‌کنم، به نگارش دربیاورم.
    ● دلمشغولی این روزهای تان چیست؟
    ▪ سال‌هاست که آدم‌ها برایم به ۲ دسته تقسیم شده‌اند. این که یا هنرپیشه هستند یا نیستند. این دیگر به درون آدم‌ها برمی‌گردد، اما امیدوارم اگر نقابی را هم به چهرهایمان می‌زنیم، یک نقاب واقعی و دوست‌داشتنی باشد و نه وسیله‌ای برای گول زدن یکدیگر.

    محبوبه ریاستی منبع سایت افتاب

    funpatogh . com

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 11 ژانویه 2012
  • بدون نظر
  • پاسخ نويسنده «مرد دوهزار چهره» به انتقادات از بخش فوتبالي سريال

    نويسنده بخش‌هاي ورزشي «مرد دوهزار چهره» به كارگرداني «مهران مديري» به برخي انتقادات مطروحه درباره بخش فوتبالي سريال به اظهارنظر پرداخت. «امير مهدي ژوله» نويسنده قسمت‌هاي فوتبالي سريال «مرد دوهزار چهره» در گفت‌وگو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس درباره موضع‌گيري‌هايي كه عليه سه قسمت مربوط به بخش فوتبال در سريال «مرد دوهزار چهره»، شد و واكنش‌هايي كه نسبت به آن صورت گرفت،گفت: كساني كه خود درگير فوتبال هستند و يا آن را پي‌گيري مي‌كنند، مي‌دانند كه چنين مسائلي در فوتبال ما وجود دارد و بسياري از اين مشكلات علني شده و مسائلي است كه مخاطب نسبت به آنها آشنايي دارد و موارد عجيب و غريب يا نادري در اين سريال طرح نشده است.
    وي افزود:بازخوردهايي كه من از سوي دوستان مطبوعاتي‌ام و كارشناسان فوتبال و حتي دوستان فوتباليستم از اين بخش‌ها دارم، همه حكايت از رضايت آنها داشت و از اين بخش خيلي خوششان آمده بود و معتقد بودند كه كار نقدي كه مطبوعات در مدت زمان بسياري مي‌توانستند در فوتبال جا بياندازند، شما در سه قسمت ارائه داديد و نگرش آنها مثبت بود.
    ژوله در پاسخ به اين سوال كه موقعيت‌هايي كه اين مربي جعلي فوتبال در آنها قرار مي گرفت و عكس‌العمل‌هايي كه از خود نشان داد، منجر به بروز يكسري مصداق‌سازي‌ها در اين حوزه شد و به‌ويژه اينكه در بين اهالي فوتبال و ورزشي‌نويسان پيامك‌هايي رد و بدل شد حاوي اينكه فلان ديالوگ و يا فلان موقعيت به فلاني اشاره داشت، شما از مصداق سازي در اين حوزه نترسيديد؟تصريح كرد: اگر ما مي‌خواستيم مصداق‌سازي كنيم، خيلي راحت‌تر ‌بوديم و مصاديقي بود كه مردم آنها مي‌شناختند و با آنها آشنا بودند و مي‌شد با آنها اشاره و شوخي كرد و خيلي راحت با آنها كار كرد و اتفاقا كمدي آن هم بالاتر بود و خنده بيشتري هم مي‌گرفت. منتهي ما از اين كار به‌شدت پرهيز كرديم به دو دليل. يكي اينكه در اين صورت مخاطب محدودتر مي‌شد و ديگر اينكه سريال تاريخ مصرف پيدا مي‌كرد و امكان داشت مردم الان آن را ببينند و بخندند اما يك‌ماه ديگر جذاب به نظر نرسد.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 17 آگوست 2011
  • بدون نظر