Iran Tool مطالب جالب و کاربردی

سکوت ،سرد و ابهام آلود

سکوتی سرد و ابهام آلود

غروب

بخشهایی از ابتدای کتاب “جهشها” به قلم بدیع و بی نظیر علامه محمد رضا حکیمی

روی سطح برکه ای آرام ، از کران دور دست دشت ، از میان شاخه های بید ، از کنار دامن افسرده نی ها ، از آن دور ها که برکه ای در دامن صخره ها خفته ، از همان دور و همان ساحل ، ساحل دشتی فرو بنشسته در تاریکی مغرب ، رنگ خونین شفق پیداست .
نقش خونرنگی که می گوید ، نقش گویایی ز عدل و داد و صد ها چهره احساس انسانی و بزرگ که بر دامن آزادگی می پاید و خروش آزادگان را می گستراند . این همه خون روی این برکه خاموش چیست؟ یا نه برکه ، گویا…شاید از دامن خونین افق این رنگ در این برکه افتادست؟ برکه ای آرام و موجی نرم خیز و سکوتی خسته.
رنگ این خون از چه از این برکه می جوشد؟ از چه این دشت غروب این گونه خون آلوده می باشد؟ شاید آن فروغ خونین شفق چهره بر این آب می ساید. شاید آن چندین درخت راز دار پیر هم که هر شب در میان زمزمه ی زنجره ها و در آغوش سیاهی پر ابهت این دره می خوابند در “غم انسان” و راز این رنگ اشک می ریزند .

 

iconبرای دانلود کلیک کنید

icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 4 دسامبر 2011
  • بدون نظر
  • آیا همدیگر را خواهیم دید؟

    آيا همديگر را خواهيم ديد؟

    سه نامه چخوف به همسرش

    “به مناسبت سالگرد تولد او در 29 ژانويه”

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 19 سپتامبر 2011
  • بدون نظر